اخلاق در تصمیم گیری

۳ . اخلاق در تصمیم گیری

* در ادامه پست ابهامات در بخشنامه ها

همینطور که در پست ابهامات در بخشنامه ها در رابطه با بند ممانعت استفاده از ورزشکاران دارای سابقه حضور در مسابقات قهرمانی گفته شد ، دبیرخانه استان فارس با توجه به استعلام های شفاهی از اداره کل تصمیم به شفاف سازی این بند در قبل از مسابقات کرد و واژه لیگ ها که بیانگر مسابقات غیر دانشجویی هست را به بند اضافه کرد و طبق آن اطلاع رسانی انجام داد و در روز پذیرش تعهد نامه ای از نماینده دانشگاه ها با این موضوع که ورزشکارانشان در هیچ مسابقه قهرمانی (در هر سطحی از جمله مسابقات منطقه ، سراسری، المپیاد ها و لیگ ها) شرکت نداشته اند، اخذ کرد.

بنا به اعتراض یکی دو دانشگاه به سابقه ورزشکاران برخی تیم ها ، دبیرخانه تصمیم به تسریع استعلام کلیه ورزشکاران از هیات های ورزشی مربوطه گرفت. در پاسخ استعلام، سابقه ی حضور تعدادی از وزشکاران در لیگ ها محرز شد و دبیرخانه با استناد به جواب استعلام،  آیین نامه ، تعهد نامه نماینده دانشگاه متخلف و استعلام شفاهی صورت گرفته از اداره کل تربیت بدنی وزارت علوم ، تصمیم به حذف تیم های متخلف گرفت ( طبق بند آیین نامه صراحتا بیان شده تیم های متخلف حذف خواهند شد )  و بنابراین تیمی که رتبه بعدی را کسب کرده بود به عنوان مقام اول مسابقات معرفی و به المپیاد اعزام خواهد شد . این تخلفات در دو رشته محرز بود و در نهایت در  رشته والیبال چهار نفره ، تیم سوم  به عنوان مقام نخست و دیگری فوتبال (گل کوچک) ، تیم چهارم به عنوان مقام نخست این مسابقات انتخاب گردید و به عنوان تیم اعزامی از استان فارس معرفی گردید.

ما به این بی عدالتی در حق دانشگاهی که در مرحله مقدماتی با تیم متخلف بازی کرده و به دلیل باخت از تیم متخلف به مرحله بعد صعود نکرد آگاه بودیم اما راه حل عملیاتی دیگری وجود نداشت. این موضوع سوال ما نیز از اداره کل بود که در المپیاد اگر تیم اول تخلف کند و بعدا مشخص شود تکلیف مسابقات مقدماتی و تیم های صعود نکرده چیست ؟ بر فرض که تیم اول را به دلیل تخلف حذف کردیم ، آیا حق آن تیم های که به خاطر بازی با تیم متخلف از دور مسابقات کنار رفتند باز می گردد؟

در آخر با همه ی این اتفاقات و بعد از اعلام نتایج نهایی از سوی دبیرخانه و گذشت مدتی از اعلام آن، اداره کل پس از تشکیل جلسه ای دستور به برگرداندن نتایج و معرفی همان نتایج اولیه (قهرمانی تیم های متخلف) دادند. علت این تصمیم قابل حدس بود به ویژه این که در نامه ی بعدی خود عدم رعایت این قانون در تعدادی از دبیرخانه های کشور که احتمالا تعداد زیادی هستند را صراحتا بیان کردند و تصمیم به رعایت این بند در المپیاد با همان اصلاحاتی که دبیرخانه استان فارس در عمل انجام داد ( یعنی آوردن عبارت لیگ ها  و مسابقات دانشجویی و غیر دانشجویی در آن بند) خبر داد.

تصمیم اداره کل مبنی بر در نظر نگرفتن تخلفات و اعلام آن تیم ها به عنوان مقام نخست من را یاد یک داستان انداخت…

یکی دو سال پیش ، یک فایل صوتی با موضوع  تصمیم گیری گوش کردم که در آن مقدمه ای از درس تصمیم گیری در مدیریت و زندگی توسط محمد رضا شعبانعلی بیان می شد. در پایان آن فایل صوتی مبحث اخلاق در تصمیم گیری مطرح می شد که با طرح یک پرسش، آن فایل به پایان می رسید.(دقیقه ۲۷ به بعد فایل صوتی درباره تصمیم گیری)

آن پرسش به مسئله تراموا مشهور هست (Trolley Problem) که در آن به دشواری تصمیم گیری بخصوص در مباحث کلان بر میخوریم. پیشنهاد میکنم حتما این فایل صوتی را گوش کنید به ویژه از دقیقه ۲۷ به بعد آن که در مورد اخلاق در تصمیم گیری صحبت می شود.

خلاصه داستان به این شکل است که شما یک سوزنبان در یک ایستگاه راه آهن هستید. همیشه تعدادی از بچه های آن محل و شهر برای بازی وارد ایستگاه می شوند و روی خط ریل اصلی بازی میکنند. شما از خطر این کار آگاهید و بار ها به آنها تذکر می دهید که ریل جای بازی نیست اما آنها به صحبت های شما توجه ای ندارند. شما به آنها گفته اید روی ریل اصلی بازی نکنید شاید قطاری عبوری برخلاف برنامه از این جا عبور کند به همین دلیل لااقل بر روی ریل فرعی بازی کنید تا خطری متوجه شما نشود.

یک روز می رسد بر خلاف برنامه، قطاری با سرعت به  سمت ایستگاه می آید. شما نگاهی به ریل می اندازید و میبینید هشت تا بچه روی ریل اصلی هستند و یک بچه روی ریل فرعی در حال بازی کردن هستند . فرض میکنیم که شما کاری جز تعویض مسیر قطار از ریل اصلی به ریل فرعی نمی توانید انجام دهید و بچه ها هم نمی توانند عکس العمل صحیحی انجام دهند. (مفروضات را بپذیرید و تغییر ندهید)

در اینجا سوزنبان باید هر چه سریعتر یک تصمیم بگیرد و آن این است که مسیر عبور قطار را از ریل اصلی به ریل فرعی تغییر بدهد یا نه ؟

اگر مسیر ریل را تغییر ندهد هشت بچه کشته خواهد شد ولی اگر مسیر را به ریل فرعی تغییر دهد تنها یک بچه کشته خواهد شد از طرفی دیگر اگر مسیر را به ریل فرعی تغییر دهد کودکی حرف گوش کن و قانون مدار ( قانون پیشنهادی ما را که به او گفته بودیم لااقل بر روی ریل فرعی بازی کنید را انجام داده است ) کشته خواهد شد ولی اگر مسیر ریل را تغییر ندهد هشت بچه لجباز و قانون گریز کشته خواهند شد.

همینطور که میبینیم هر روز یک مدیر و یا قانون گذار با این چنین پرسش های سختی رو به رو شود و میفهمیم در زمانی که اکثریت قانون را رعایت نمیکنند چه کسی واقعا مجازات می شود؟ اکثریت قانون گریز یا اقلیت قانون مدار ؟

اداره کل ، احتمالا برای جلوگیری از اعتراضات و انتقادات احتمالی از سوی دبیرخانه هایی که قانون را اجرا کردند به دبیرخانه هایی که قانون را دقیق اجرا نکردند رای به رد نتایج دبیرخانه ای ( هایی )که قانون پیشنهادی خودشان را اجرا کرده بودند، گرفت چون که بسیاری از دبیرخانه های کشور این بند را در عمل اجرا نکردند و بی تفاوت از آن گذشتند.

با این نوع تصمیم گیری چه دلیلی وجود دارد که در آینده دبیرخانه ها قانون پیشنهادی اداره کل را به دقت رعایت کنند و یا چه دلیل وجود دارد دانشگاه ها به نظر و قانون اعلامی از سوی دبیرخانه استان خود گوش دهند ، چرا که در این دوره مراکز دانشگاهی که قانون را رعایت کردند متضرر شدند.

این مدل تصمیم گیری ها در بلند مدت سبب شده و خواهد شد که ترجیح افراد به همگام و همرنگ شدن با اکثریت باشد حتی اکثریتی که قانون گریز و بی تفاوت به اجرای قانون هستند…

 

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *